با نوای موسیقی شما در لحظه زندگی می کنم و آتش روحم شعله می کشد و قلبم در سینه بال بال می زند و آب اشکم می گوید خموش باش و بنوش از باده عشق تا آرام شوی و آهی می کشم و آرام می شود همه وجودم حکایت همچنان.
عالی من در پست وبلاگم راست گفتم شاید اگه اردشیر کامکار بی غبار عادت آرشه نمی کشید٬آغوشی برای آرامش نداشتم. و این حق مطلب هم شاید نباشد. تند باد + طلوع مرا به سماع وا می دارد و چمری اشکم را از گوشه چشمم به روی گونه هام سر می دهد
بسیار خوب خیلی زیبا حرفه ای دلنشین و گوشنواز بود به ویژه آهنگ های مازندرانی و دستگاه شور که من شیفتشونم با آرزوی پیروزی و سربلندی هر چه تمام تر برای ایشان