رستنیها کم نیست، من و تو کم بودیم، خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!
گفتنیها کم نیست، من و تو کم گفتیم، مثل هذیان دم مرگ، از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم.
دیدنیها کم نیست، من و تو کم دیدیم، بیسبب از پاییز جای میلاد اقاقیها را پرسیدیم.
چیدنیها کم نیست، من و تو کم چیدیم، وقت گل دادن عشق روی دار قالی، بیسبب حتا پرتاب گل سرخی را ترسیدیم.
خواندنیها کم نیست، من و تو کم خواندیم، من و تو سادهترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته وا ماندیم
من و تو کم بودیم، من و تو اما در میدانها اینک اندازهی ما میخوانیم!
ما به اندازهی ما میبینیم! ما به اندازهی ما میچینیم! ما به اندازهی ما میگوییم! ما به اندازهی ما میروییم!
من و تو کم نه، که باید شب بیرحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم!
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] من و تو خم نه و درهم نه و کم هم نه، که میبايد با هم باشیم!
من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم! من و تو حق داریم که به اندازهی ما هم شده با هم باشیم!
گفتنیها کم نیست!
فرستنده متن : siavash
|