بيا به پاس محبت مکش به سينه اميدم که بر اساس محبت بساط عشق تو چيدم تو قلب اهل وفا را مقام مهر وصفا را چرا نمي شناسي
چون بوي گل از آغوشم رفتي چون ذوق از دل خاموشم رفتي
رفتي تا مرا صحرايي کني از تو قسمتم تنهايي کني در بي مهري يکتا بودي عاشق سوزي رسوا بودي
رسيده آن زمان که باورم شود خدا نمي شناسي رسيده آن زمان که باورم شود خدا نمي شناسي
چو من به دام محبت خدا کند که نباشي اسير اين همه محنت خدا کند که نباشي
نظري اگر به ما کني غم خود را دوا کني چه شود چه شود تو که قول من شکسته اي ز قفس مرا رها کني چه شود چه شود
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] چو من به دام محبت خدا کند که نباشي اسير اين همه محنت خدا کند که نباشي
نظري اگر به ما کني غم خود را دوا کني چه شود چه شود تو که قول من شکسته اي ز قفس مرا رها کني چه شود چه شود
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] بيا به پاس محبت مکش به سينه اميدم که بر اساس محبت بساط عشق تو چيدم تو قلب اهل وفا را مقام مهر وصفا را چرا نمي شناسي
فرستنده متن : فلو
|