زندگیمون چه پوچ چه خشک و خالی گذشت با بچگی یا به خواب یا بی خیالی گذشت گاهی اگه که عشق به گردمون پریه زد بعد یه حسرتی با شکسته بالی گذشت تشنه بودم . عشق تو هم جرعه ی آبی نداشت بیابون سیاه غم بجز سرابی نداشت گل بوته ی آؤزو یه غنچه هم وا نکرد . بهار شد اما گذر به خونه ی ما نکرد. حرفی که می زد چه شد حرف محبت نبود کسی برای دلم نگاتو معنا نکرد نذاشتی دست تو دستم خواستی ازم دور باشی خورشید روشن عشق یه چیکه بی نور باشی با اون که با رفتنت جون و جوونیم رمید نفرین نمی کنم باز شاید که مجبور باشی لالالالا.لالالالالا.لا.لالا.لالالالا....
فرستنده متن : مهسا (عاشق فریدون)
متن ترانه شکسته بالی در تاریخ شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۴ و ساعت 1:03:00 PM ارسال شده است.