ایران ترانه

داریوش » نیستی » متن ترانه نیستی

» شاعر : اردلان سرفراز
» آهنگ ساز : فرید زولاند
» تنظیم : منوچهر چشم آذر
» خواننده : داریوش
» آلبوم : نیستی
» آهنگ : نیستی
کاور آلبوم نیستی
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشایی است
مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آن چه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم ، به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند ، مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند ، گامن کردم که همدردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
گره افتاده در کارم ، به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند ، مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند ، گامن کردم که همدردند

فرستنده متن : آرش گونزالس

متن ترانه نیستی در تاریخ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۳ و ساعت 7:36:00 AM ارسال شده است.

Nisti Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ