بیا بزار دستت عزیز من توی دست من از من توبگذر بگزار و بگذر چو من شدم مست تو. تو هم شوی مست من. از من توبگذر بگزار و بگذر از دل خود سخن بگو با دل بیقرارم بگذر از این سخن بتامن که دلی ندارم.
عشق تو شد بلای دل تا چه کند به جانم با دل بینوای خود من چکنم ندانم. عشق تو شد بلای دل تا چه کند به جانم با دل بینوای خود من چکنم ندانم. تا که از غمم دل تو خبر ندارد. شب تیره من و تو سحر ندارد(2) گرچه از فراقه تو خسته جانم. بخدا به عشق تو بستث جانم(2)
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] عشق تو شد بلای دل تا چه کند به جانم با دل بینوای خود من چکنم ندانم(2)
فرستنده متن : روبرت
ارسال MP3 توسط : damavand damavand
|