ایران ترانه
دانلود آهنگ آتش دل1 علیرضا افتخاری
تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
من اول روز دانستم که این عهد
که با من می کنی محکم نباشد

شعر : سعدی



من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
بپرس حال من اخر چو بگذری روزی
که چون همی گذرد روزگار مسکینم
بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان
به هر جفا که توانی که سنگ زیرینم
ضرورت است که عهد وفا به سر برمت
وگر جفا به سر آید هزار چندینم
هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی
چه حاجت است که گوید شکر که شیرینم

شعر : سعدی




در دل آتش غم رخت ، تا که خانه کرد
دیده سیل خون به دامنم دست روانه کرد
آفتاب عمر من فرو رفت
و ماه هم از افق چرا سر برون نکرد
هیچ صبحدم نشد سحر
چون شفق ز خون دل مرا لاله گون نکرد
ز روی مهت جانا پرده برگشا
در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند
که دل به مهرت پابند
به طره ات جان پیوند
بیا نگارا جمال خود بنما
ز رنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن ، بین بنشسته چو من
دل خون است ز غمت ، یاری غنچه دهن
گل درخشنده ، چهره پابنده
غنچه در خنده ، بلبل نعره زنان
هرکه جوینده ، باشد یابنده
دل دارد زنده ، بس کن آه و فغان
ز جور مهرویان شکوه گر سازی
به شش در مهرت مهره اندازی
همچون سالک دست خود بازی
همچون سالک دست خود بازی

فرستنده متن : صادق عارف

متن ترانه آتش دل1 در تاریخ 2005/11/08 و ساعت 09:59:00 ق.ظ ارسال شده است.

Track 01 Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ | نسخه آماده چاپ