باد خزان وزان شد جلوهی گل نهان شد طلایهی لشکر خزان از دو طرف عیان شد چو ابر بهمن ز چشم من چشمهی خون روان شد نالهها مرغ سحر در غم آشیان زد آشیان سوخته بود، مشعله در جهان زد خدای من مشعله در جهان زد خدا خدا داد، داد زدست استاد داد که بسته رخ شاهد مه لقا را فغان و فریاد باد، ز جور صیاد باد که داده فتوای فنای ما را
سوی بی دلان نظر نداری و ز اسیر خود خبر نداری من چه کنم از غم بی قراری
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] خسته شد دگر دیده ز بیداری بیا مه من رویم از این ورطهی جانسپاری
ارسال متن توسط : محمد علی لباف قاسمی
ارسال MP3 توسط : رامین میلانی
|