به تو مشغول بود خاطر ارباب نظر شده کاسد همه بازار نکویان دگر تو مگر شاه پری رویانی ، تو مگر ماه نکو رویانی آه از این طرة مویت ، آه ازاین جلوة رویت من بیچاره زدم عمریدر کعبه کویت من آواره شدم خسته پر از تیر عدویت آه از آن برق نگاهت ، آه از آن چشم سیاهت