گلهای تازه شماره 37 همایون فتنه چشم تو چندان پی بيداد گرفت که شکيب دل من دامن فرياد گرفت آنکه آيينه صبح و قدح لاله شکست خاک شب در دهن سوسن آزاد گرفت آه از شوخی چشم تو که خونريز فلک ديد اين شيوه مردم کشی و ياد گرفت منم و شمع دل سوخته يا رب مددی که دگرباره شب آشفته شد و باد گرفت شعرم از ناله عشاق غم انگيزتر است داد از آن زخمه که ديگر ره بيداد گرفت سايه ما کشته عشقيم که آن شيرين کار مصلحت را مدد از تيشه فرهاد گرفت
باغ نظر (همايون) آنكه هلاك من همي خواهد و من سلامتش هر چه كند به شاهدي كس نكند ملامتش باغ تفرج است و بس ، ميوه نمي دهد به كس جز به نظر نمي رسد سيب درخت قامتش
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] كاش كه در قيامتش بار دگر بديدمي كآنچه گناه او بود من بكشم غرامتش
فرهنگ شريف|گوينده:آذر پژوهش | سبك:همايون
فرستنده متن : صادق عارف
|