چو می روی ، بدرقه ی ، راه تو این دعای من باشد تو می روی ، مونسِ من ، این دلِ بی نوای من باشد چه غمی ای وعده شکن ، که تو بشکستی دل من که نگهدارِ دلِ من ، خدای من باشد نشناسی قدر وفا ، ز تو دیدم جور و جفا که گناه من به خدا ، وفای من باشد تو نگفتی دردِ تو را ، با چه کسی گویم تو نگفتی بوی تو را ، از چه گُلی جویم
تو که پیمانت شکستی ، چه کنی دیگر چه هستی چه کنم که غمت بلای من باشد
تو که پیمانت شکستی ، چه کنی دیگر چه هستی چه کنم که غمت بلای من باشد
عمرم را تبه کردی ، می دانی که گنه کردی من که رضا به رضای تواَم ، همه شب به دعای تواَم چه بنالم ؟ زِ تو ای گل ، که وفایم خطای من باشد من که نشته به پای تواَم ، به امیدِ وفای تواَم تو که نوشِ دگرانی ، زِ چه نیشت برای من باشد ؟
فرستنده متن : علی خلجی
متن ترانه بدرقه در تاریخ شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۳ و ساعت 6:33:00 PM ارسال شده است.