شبنم پاکم ، به عالم خاکی ، چرا افتادم بخت نگون بین ، که در کجا بودم ، کجا افتادم من همه نورم ، به عالم فانی ، چرا رو کردم با تن لرزان ، ز چشمه ی نوش ، بقا افتادم
اگر چه در بستر گل ، فتاده ام در برِ گل نشینم تا سحر ، منم از دنیای دگر دلم چو آیینه بود ، تهی ز هر کینه بود نپذیرم رنگ ریا ، منم ویک سینه صفا
فریب رنگ و بو را نخورم من ، که خود نمی پاید این گل و گلشن نباشد آلوده دامن پاکم ، سحر چو برچینم گوشه ی دامن کجا بودم من کجا افتادم ، چرا در دام بلا افتادم ؟ ننهم رو ، نکنم خو ، به زمانه ، من ز آسمانم
گر که بی قرارم ، من زِ آشیانم ، چندی جدا افتادم ، جدا افتادم
شبنم پاکم ، به عالم خاکی ، چرا افتادم بخت نگون بین ، که در کجا بودم ، کجا افتادم من همه نورم ، به عالم فانی ، چرا رو کردم با تن لرزان ، ز چشمه ی نوش ، بقا افتادم
فرستنده متن : علی خلجی
متن ترانه اشک سپهر در تاریخ يکشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۳ و ساعت 4:04:00 PM ارسال شده است.