ایران ترانه

هاتف » سفیر » متن ترانه آغوش آفتابی

» شاعر : هاتف
» آهنگ ساز : هاتف
» تنظیم : عبدی یمینی
» خواننده : هاتف
» آلبوم : سفیر
» آهنگ : آغوش آفتابی
کاور آلبوم سفیر
از این وحشت از این تردید از این بیهودگی سیرم
توی دستای مغرورت چه معصومانه میمیرم

فقط یک آه فقط یک اشک فقط یک بوسه با من باش
قد لبخند قد گریه توی این پرسه با من باش
نمیدونی نمیدونی که تو دام چه کابوسم
تن سر در گمیها و ریاضت هاتو میبوسم
آه آه
از این وحشت از این تردید از دخمه نجاتم ده
منو از سایه ها بردار منو غسل و حیاتم ده

دارم از یاد تو میرم ببین اهسته آهسته
جراحتهای بی قصه به مرگ ما کمر بسته
تو میتونی تو میتونی شکستنهامو دریابی
تو این تبعید تحمیلی بشی اغوش آفتابی

دارم از یاد تو میرم ببین اهسته آهسته
جراحتهای بی قصه به مرگ ما کمر بسته
تو میتونی تو میتونی شکستنهامو دریابی
تو این تبعید تحمیلی بشی آغوش آفتابی
از این وحشت از این تردید از این بیهودگی سیرم
توی دستای مغرورت چه معصومانه میمیرم
از این وحشت از این تردید از دخمه نجاتم ده
منو از سایه ها بردار منو غسل و حیاتم ده

فرستنده متن : علیرضا.م

متن ترانه آغوش آفتابی در تاریخ دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۲ و ساعت 4:04:00 PM ارسال شده است.

Aghoosheh Aftabi Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ