|
|
|
|
|
|
من مثه یه بید مجنون می شینم کنار جاده من مثه یه دونه قایق که داره گم می شهتو موج من مثه یه دونه گلدون که می مونه تنها، بی گل مثه آسمون ابری که ستاره ای نداره مثه یه کودک تنها و مثه تموم غم ها من مثه خار بیابون می مونم بدون همدم ولی با تموم اینها شعر زندگی می خونم شعرای قشنگ مهتاب شعر عاشقونه ی آب شاید این شعرای زیبا نرسن به گوش خوبا چرا که ابرای ظلمت با همه سیاهیاشون آسمون رو تنها کردن روشنایی ها رو کشتن و ستاره زندونی شد توی قلبای سیاشون خواستن زندگی و عشق شد خیال خام خواستن من مثه بیدک مجنون می مونم کنار جاده و نگاهم روی زمینه روی اون سنگای تنها می دونم که آسمون هم مثه من تنها می مونه دنیامون خیلی کوچیکه مثه قفس اما دلهامون بزرگه همه خوبی ها رو بردن دیگه چیزی نمونده واسه ی فردای آدم خدا می دونه که چی میشه | |
فرستنده متن : ساكت
متن ترانه تنها در تاریخ دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۳ و ساعت 6:52:00 PM ارسال شده است.
|
| |
|
|
|
|