ایران ترانه

حسن شماعی زاده » شب بارانی » متن ترانه باور

» خواننده : حسن شماعی زاده
» آلبوم : شب بارانی
» آهنگ : باور
کاور آلبوم شب بارانی
من یه عمری یه که حرف تو رو باور کردم
خوب ترین روزهای عمرم رو به پات صرف کردم
هرچی داشتم تو گرفتی منو پیرم کردی
دیگه از زنده بودن تو دنیا سیرم کردی
طفلی این دل که اسیر تو شده
پا به پات مونده و پیر تو شده
وقتی پیری سایه انداخت رو سرم
پیرم کرد
میون درد و غَماش کرفت و زنجیرم کرد
تو دل شکسته امو دادی و گفتی برو
دل زارخسته امو دادی و گفتی برو
طفلی این دل که اسیر تو شده
پا به پات مونده و پیر تو شده
من دل شکسته ام راه گرفتم رفتم
ساده دل من که هنوز از تو به دل می گفتم
شب و روز زندگیم رنگ چشات هنوزم
هرچی میاد به سرم کار نگاهته هنوزم
طفلی این دل که اسیر تو شده
پا به پات مونده و پیر تو شده
حالا هر وقت که میام رَد شم ازاین کوچه برم
سرپای تنم تلخی یه غربت میگیره
جای پای گریه هام روی سنگهای کوچه است هنوز
دیدنش در به دریهام به یادم می آره
طفلی این دل که اسیر تو شده
پا به پات مونده و پیر تو شده

ارسال متن توسط : عادل کینگ

متن ترانه باور در تاریخ چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۴ و ساعت 3:56:00 PM ارسال شده است.

Bavar Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ