وقتی غزل سر می رسه حس میکنم کنارمی حس میکنم مثل قدیم عاشق و بی قرارمی وقتی غزل سر می رسه حس می کنم تو با منی حس می کنم که اومدی طلسم شب رُ بشکنی اما تو اینجا نمیای قصه ی ما تموم شده تموم لحظه های تو به پای من حروم شده وقتی که رفتی دل من اینجوری عاشقت نبود شعرای کال دفترم اون روزا لایقت نبود خوب می دونم خوب می دونی که توی خوابم نمیای برای خوندن یه شعر از این کتابم نمیای خوب می دونم خوب میدونی تموم دنیای منی سکوت من شیشه ایه اما تو اونُ می شکنی حالا که من سبد سبد برای تو گل می سازم برای برگشتن تو با واژه ها پل می سازم اون دل نازنین تو از دل من خسته شده خوب می دونم مدتیه کتاب ما بسته شده خوب می دونم خوب می دونی تو توی خوابم نمیای برای خوندن یه شعر از این کتابم نمیای خوب می دونی خوب میدونم تموم شعرای منی سکوت من شیشه ایه اما تو اونُ می شکنی
فرستنده متن : maliheh
متن ترانه مثل قدیم در تاریخ چهارشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۵ و ساعت 12:20:00 PM ارسال شده است.