يك خانه پر ز مستان مستانه نو رسيدم ديوانگان رندي زنجيرهاي دريدند يك ساقي عيان شد آشوب آسمان شد مي تلخ از آن زمان شد مشك از آن دريدن
جانها جمله مستان دلهاي دل پرستان ناگه قفس شكستند چون مرغ ورپريدند
مستان سبو شكستند بر خمها نشستند يا رب چه باده خوردند يا رب چه مي چشيدند من دي ز ره رسيدم قول چنين بديدم
من خويش را كشيدم ايشان مرا كشيدند
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] آن را كه جان گزيند بر آسمان نشيند او را كه گر كه بيند جز ديده ها كه ديدند
فرستنده متن : شهزاد فریدونی
|