بر سر قایقش ، اندیشه کنان قایق بان دایما می زند از رنج سفر بر سر دریا فریاد اگرم کشمکش موج سوی ساحل راهی می داد سخت طوفان زده روی دریاست ناشکیباست به دل قایق بان شب پر از حادثه دهشت افزاست بر سر ساحل هم ، لیکن اندیشه کنان قایق بان ناشکیبا تر ، بر می شود از او فریاد کاش بازم ره بر خطه دریای گران می افتاد!
متن ترانه قایق بان در تاریخ شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ و ساعت 4:23:00 PM ارسال شده است.