ایران ترانه

مسعود فردمنش » حکایت هشتم » متن ترانه صدام کن

» خواننده : مسعود فردمنش
» آلبوم : حکایت هشتم
» آهنگ : صدام کن
کاور آلبوم حکایت هشتم
تو که موندی روزای من رنگی شده
دل من عاشق دلتنگی شده
غم بمون غمگین
غصه بمون سنگین
گر یه دیگه پنهونی نیست
دل به اون داغونی نیست

تو نبودی دل من خونین بودسرد و سیاه
می نشست پشت غروبتا برسی از توی راه
غم به اون غمگینی بود
غصه به اون سنگینی بود
تو که موندی ............

غم به اون غمگینی نیست
غصه به اون سنگینی نیست
گریه دیگه پنهونی نیست
دل به اون داغونی نیست

تو که موندی روزای من رنگی شده
دل من عاشق دلتنگی شده
غم به اون غمگینی نیست
غصه به اون سنگینی نیست
گریه دیگه پنهونی نیست
دل به اون داغونی نیست

وقت بیداریست
وقت سر زدن به دشت زندگی
و درو کردن خاک قسمت است
صبح می آید نرم و آهسته
به نظمی پر پروانه
به آهستگی پای آرامش

صبح می آیدصبح می آید

فرستنده متن : پریس

متن ترانه صدام کن در تاریخ چهارشنبه ۸ تير ۱۳۸۴ و ساعت 8:20:00 PM ارسال شده است.

Sedam Kon Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ