ایران ترانه

مسعود فردمنش » حکایت هشتم » متن ترانه بالاتر از سیاهی

» خواننده : مسعود فردمنش
» آلبوم : حکایت هشتم
» آهنگ : بالاتر از سیاهی
کاور آلبوم حکایت هشتم
یندارها بریده، معیارها شکسته
چه بی دلیل چه با دلیل، علاجا همه علیل، امیدا، همه ابس
توانها همه ذلیل، بالاتر از سیاهی، صدبار بدتر از مرگ

بالاتر از سیاهی صدبار بدتر از مرگ، احساسو، عشو، وحشت، با خشمو غصه در جنگل
یلدا شبی بلندو، نور امید بی رنگ


آغشته گشته در خون، لیلی به دسته معجنون، چشمی که شد نگاهش، در یشته گریه ینهون
نه امیدی نه راهی، عدامه بی گناهی، کبوتری که افتاد، از آسمان به چاهی
زانوی غم درآغوش، صدبار بدتر از مرگ، یلدا شبی بلندو، نوره امید بی رنگ
نه روزنی نه نوری، چه کوله راه دوری، میخوام نریزه اشکام، اما آخه چه جوری


جامی که خورده بر زمین، با دستهای آهنین، بغضی شکسته در قلو، مهری شکسته در جوین

یندارها بریده، معیارها شکسته، تیره خلاص خوردیم، نه زنده ایم نه مردیم
نه روزنی نه نوری، چه کوله راه دوری، با حرمتی شکسته تهمانده غروریم
نه روزنی نه نوری، چه کوله راه دوری، میخوام نریزه اشکام، اما آخه چه جوری

در مهمانیه ما احریمنا نشستن، قفله دهانمان را، بستندو، هم، شکستند
آمالو آرزو را، صبحی، به دار، بستن

فرستنده متن : milad_hanii@yahoo.com

متن ترانه بالاتر از سیاهی در تاریخ شنبه ۴ تير ۱۳۸۴ و ساعت 9:47:00 AM ارسال شده است.

Balatar Az Siahi Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ