ایران ترانه

مسعود فردمنش » حکایت هشتم » متن ترانه عکس خوشبختی

» خواننده : مسعود فردمنش
» آلبوم : حکایت هشتم
» آهنگ : عکس خوشبختی
کاور آلبوم حکایت هشتم
بر برگ سفیدی به سفیدی قلب پاک مهربانت
نقاشی کن عکس خورشید را
و در پشت پنجره سرد تنهاییم بگذار
تا که بر من بتابد
و روح یخ‌بسته‌ام را حرارتی جاودانه بخشد

بر برگ سفیدی به سفیدی قلب پاک مهربانت
نقاشی کن امواج آبی دریا را
تا ماهی کوچک قلبم
در آن آرامش آبی
از حس بی‌تابی رها گردد

نقاشی کن عکس چابک عشق را
تا مرا ببرد
ببرد به
آنجایی که فقط تو باشی و من باشم و عشق و نور

برایم نقاشی کن
نم نم باران را
تا شوره‌زار خشک دل‌تنگی‌ام
دشتی سرسبز گردد آشیان شقایق‌ها
نقاشی کن سایه‌بان امنیت را
تا در زیر آن ببافم فرشی از جنس آرامش
و بنشینم
بنشینم در انتظار تو

بر برگ سفیدی به سفیدی قلب پاک مهربانت
نقاشی کن عکس خوشبختی را
و بر دیوار زندگی‌ام بیاویز
نقاشی کن کوهی بلند را
تا بر قله آن کوه بلند
در گوش آسمان بخوانم
که آه .....
من چقدر خوشبختم
خوشبخت

نقاشی کن عکس خورشید را
و در پشت پنجره تنهایی‌ام بگذار
تا بر من بتابد
و روح یخ‌بسته‌ام را
حرارتی جاودانه بخشد
نقاشی کن کوهی بلند را
تا بر قله آن کوه بلند
در گوش آسمان بخوانم

نقاشی کن عکس خورشید را
کوهی بلند را
و اسب چابک عشق را
تا مرا ببرد
ببرد به آنجا که
فقط عشق و نور باشد و تو باشی و من باشم

فرستنده متن : نيلوفر

متن ترانه عکس خوشبختی در تاریخ چهارشنبه ۱۵ تير ۱۳۸۴ و ساعت 2:27:00 PM ارسال شده است.

Akseh Khoshbakhti Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ