چه بیخبر ازپیش من رفتی. نگفتی که میمرم بی تو از محلی که من زندگی میکنم تا محلی که توزندگی میکنی همه میدونند که من مرده چشمان تو هستم تومیدونی که درد تنهایی گران است بیا بگو که کبک من برای کی بخونه ! دلم خون است از بسکه تنهایی نشستم از زیر خاک پای تو چشمامو شستم! توکه رفتی منو گذاشتی با زخم زبانها منو آواره کردی میانهرچهایل وتبار استدین وگناهم بگیره کسی راکه اشک روانم را نمیبیند و نیش وزخم زبان به من میزند... بیاکه آتش افتاده درخرمن وجود من ورفت هرچه بود ونبودمن هم نمیخوام بمونم . تو که میدونی گل بی برگ سایه نداره که درد تنهایی من درمون نداره ...................................
فرستنده متن : فروزنده
متن ترانه بی خبر در تاریخ چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۴ و ساعت 4:15:00 PM ارسال شده است.