بيا بيا که مرا با تو ماجرايي هست بگوي اگر گنهي رفت و گر خطايي هست روا بود که چنين بي حساب دل ببري؟ مکن که مظلمه خلق را جزايي هست به کام دشمن و بيگانه رفت چندين روز ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست كسي نماند كه بر درد من نبخشايد کسی نگفت که بیرون از او دوایی هست
فرستنده متن : مرجان _ نوا
|