خيلی وقته از چشام بی تو بارون می باره دل نا اميد من تو رو آرزو داره ای هميشگی ترين آه ای دورترين سوختن کار من است نگرانم منشين
راست مي گفتی تو ،ديگر اکنون ديرست دوستی و دوری ، آخرين تدبيرست راست می گفتی ، تو بايد از عشق بريد از چنين پايانی به سرآغاز رسيد
شکستی و شکستم گسستی و گسستم چه بودی و چه بودم چه هستی و چه هستم
تو رها از من باش ،ای برايم همه کس زير آوار قفس مانده ام من ز نفس تو و خورشيد بلند ،من و شب های قفس
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] بعد از اين با خود باش ، ياد تو ما را بس ...
فرستنده متن : علی
|