هیچ ، تنها و غریبی
طاقت غربت چشماتو نداره
هر چی دریا رو زمینه
قد چشمات نمی تونه ابر بارونی بیاره
وقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا
از دریچه ی قشنگهچشم روشنت می باره
نمی تونم غریبه باشمتوی آیینه ی چشمات
تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات
توی این غروب دلگیر جدایی
تویغربتی که همرنگ چشاته
همیشه غبار اندوه روی گلبرگ لباته
حرفی داری روی لبهات ، اگه آهه سینه سوزه
اگه حرفی از غریبی ، اگه گرمای تموزه
تو بگو به این شکسته ، قصه های بی کسی تو
اضطراب و نگرانی ، حرفای دلواپسی تو
نمی تونم غریبه باشمتوی آیینه ی چشمات
تو بذار که من بسوزم مثل شمعی توی شبهات

نمی تونم ، نمی تونم ...

فرستنده متن : علی

متن ترانه غربت 10 سال و 8 ماه پیش در تاریخ 3/18/2004 و ساعت 5:25:00 AM ارسال شده است.

اصلاح متن و مشخصات آهنگ | نسخه آماده چاپ

Ghorbat Lyrics and Persian Music

This page was generated in 0.08 seconds.
© IranSong Persian Music بهمن 1380 تا 1393