میبینم صورتمو تو آینه، با لبی خسته میپرسم از خودم : این غریبه کیه ؟ از من چی میخواد ؟ اون به من یا من به اون خیره شدم ؟
باورم نمیشه هر چی می بینم ، چشامو یه لحظه رو هم می ذارم ، به خودم میگم که این صورتکه ، میتونم از صورتم ورش دارم!
میکشم دستامو روی صورتام، هر چی باید بدونم دستام میگه، منو توی آینه نشون میده، میگه: این تو ای، نه هیچ کس دیگه!
جای پاهای تموم قصهها، رنگ غربت تو تموم لحظهها، مونده روی صورتات تا بدونی حالا امروز چی ازت مونده به جا!
*
آینه میگه: تو همون ای که یه روز میخواستی خورشیدو با دست بگیری، ولی امروز شهر شب خونهت شده، داری بیصدا تو قلبات میمیری!
میشکنم آینه رو تا دوباره نخواد از گذشتهها حرف بزنه!
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] آینه میشکنه هزار تيکه میشه، اما باز تو هر تيکهش عکس من ئه!
عکسا با دهنکجی بهام میگن: چشم امید و ببر از آسمون! روزا با هم دیگه فرقی ندارن، بوی کهنهگی میدن تمومشون!
ارسال متن توسط : محمّد علی رحمانی
|