مهمون نا خونده ی من تویی تو همون که بیشتر از همه عزیزه همون که از پنجره ها میاد تو با دیدنش هری دلم می ریزه وقتی میاد ماه رو بهم می بخشید یه لحظه بعد ستاره بارون می شم تن پوش نقره ای میاد رو دوشم مثل عروسی ها چراغون می شم میای و خواب رو از چشام می گیری بیدار می شم کنار تو می شینم باهات بودن فقط یه خواب نیست رویاهام رو تو بیداری می بینم اشکای بی قراریام همیشه تو تنگ چشمای تو دریا می شه دستای سرد من که تنها مونده فقط تو دستای خودت جا می شه حالا که اومدی بمون کنارم لحظه رفتن دو دلم می کنه وقتی بری شرجی می شه حس من بدونه تو باز کسلم می کنه موندنی کردن تو خیلی سخت نیست اما اونم یکم اراده می خواد بعدش منم تویی یه دنیا احساس اونم یه حس فوق العاده می خواد