به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد به جويبار كه در من جاري بود به ابرها كه فكرهاي طويلم بودند به رشد دردناك سپيدارهاي باغ كه با من از فصل هاي خشك گذر مي كردند به دسته هاي كلاغان كه عطر مزرعه هاي شبانه را براي من به هديه مي آوردند به مادرم كه در آينه زندگي مي كرد و شكل پيري من بود و به زمين كه شهوت تكرار من درون ملتهبش را از تخمه هاي سبز مي انباشت سلامي دوباره خواهم داد مي آيم مي آيم مي آيم با گيسويم : ادامه بوهاي زير خاك با چشمهايم : تجربه هاي غليظ تاريكي با بوته ها كه چيده ام از بيشه هاي آن سوي ديوار مي آيم مي آيم مي آيم و آستانه پر از عشق مي شود
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] و من در آستانه به آنها كه دوست مي دارند و دختري كه هنوز آنجا در آستانه پرعشق ايستاده سلامي دوباره خواهم داد
ارسال متن توسط : Ghazal H
|