دکلمه: به ناله صبح دمم بلبل خوش الهام گفت که از جفاي گلان ميکشم که نتوان گفت به گوش جان دلم اين نکته دوش پنهان گفت غميست عشق که نتوان شنيد و نتوان گفت
اي فلک بي آشيان تنهاي تنها مانده ام ديگر چه خواهي خسته و بي همزبان در سيل غمها مانده ام ديگر چه خواهي زندگي زندان شده غم در دلم ميهمان شده دل دگر در سينه ام از بار غم ويران شده در خطوط شب تنها پناه من باشد دل ديوانه اي من اسير دل اين دل به دام غم در گوشه
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] ميخانه اي از دل من جدا غم نشد يک زمان هر شبي هر سحربا دلم همزبان اي فلک آتش به جانم بر دل نا مهربانم زيرورو گردي الهي از دلم ديگر چه خواهي چشم گريان مرا هر شب تماشا ميکني هر کجا پنهان شوم بازم تو پيدام ميکني عمري بلاي من ماندي به پاي من هستي شده هر چه ميخواهي بکن با دل ديوانه ام اي فلک اي فلک گر نميداني بدان ساکن ميخانه ام اي فلک اي فلک اي فلک بي آشيان تنهاي تنها مانده ام ديگر چه خواهي دکلمه: جگر خراش از آن شد سفير مرغ اسير که هر چي گفت ز محرومي گلستان گفت کسي که سرزد از او عشق فرقي نيست گر آشکار نگفتيم حديث پنهان گفت
جان.......جان.......جان...................... گر به شوق گر به شوق گريه اي مستانه ميسوزد مرا عاقلان عاقلان عاقلان برخي که اين ديوانه ميسوزد مرا يا................اميد من....جان........... يا...............اميد من......................دل آتش دوزخ نسوزاند آتش دوزخ نسوزاند دل بي درد را ساقي ساقي مجلس به يک پيمانه ميسوزد مرا............... عاقلان دانند مرگ مجنون بي تفاوت دروغيست قصه گو با نقل آن افسانه ميسوزد مرا خار خشکم شاخه بي برگم نميدانم ولي خار خشکم شاخه بي برگم نميدانم ولي خويش ميسوزاند مرا بيگانه ميسوزاند مرا يا......
خار خشکم شاخه بي برگم نميدانم ولي خويش ميسوزد مرا خويش ميسوزد مرا بيگانه ميسوزد مرا آه اي عشق يا.............حبيب من جان.......اميد من جانم يا..............خداي من دکلمه: نگذاشت که بر روي تو افتد نظر ما ديدي که چه ها کرد به ما چشم تر ما احوال دله سو خته دل سوخته داند از شمع بپرسيد ز سوز جگر ما
اي فلک بي آشيان تنهاي تنها مانده ام ديگر چه خواهي خسته و بي همزبان در سيل غمها مانده ام ديگر چه خواهي زندگي زندان شده غم در دلم ميهمان شده دل دگر در سينه ام از بار غم ويران شده در خطوط شب تنها پناه من باشد دل ديوانه اي من اسير دل اين دل به دام غم در گوشه
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] ميخانه اي از دل من جدا غم نشد يک زمان هر شبي هر سحربا دلم همزبان اي فلک آتش به جانم بر دل نا مهربانم زيرورو گردي الهي از دلم ديگر چه خواهي چشم گريان مرا هر شب تماشا ميکني هر کجا پنهان شوم بازم تو پيدام ميکني عمري بلاي من ماندي به پاي من هستي شده هر چه ميخواهي بکن با دل ديوانه ام اي فلک اي فلک گر نميداني بدان ساکن ميخانه ام اي فلک اي فلک اي فلک بي آشيان تنهاي تنها مانده ام ديگر چه خواهي
فرستنده متن : مسعود
|