ایران ترانه

حسین بختیاری » شهر قصه » متن ترانه قصه پنجم : خزان عشق

» شاعر : رهی معیری
» آهنگ ساز : سید جواد بدیع زاده
» خواننده : حسین بختیاری
» آلبوم : شهر قصه
» آهنگ : قصه پنجم : خزان عشق
کاور آلبوم شهر قصه
[دکلمه]
رفتنت رو یادم هست
اومدنت رو عشق به یادم میاره
رفتی و هر چی که بود تموم شد
وقت نبود چشمات ستاره بی فروغ شد

[آواز]
شد خزان گلشن آشنائی
باز هم آتش به جان زد جدائی
عمر من این گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی
با تو وفا كردم تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر ووفایی
نوگل گلشن جورو جفائی
از دل سنگت...آه
دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می پرستم
تا هستم

تو و مست ازمی به چمن
چون گل خندان از مستی بر گریه من
با دگران در گلشن نوشی می
من ز فراقت ناله كنم تا كی؟

تو و چون می ناله کشیدن ها
من و چون گل جامه دریدنها
ز رقیبان خواری دیدنها
دلم از غم خون كردی
جه بگویم چون كردی
دردم افزون كردی

برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
كه شكستی چون زلفت عهد مرا
دریغ و درد از عمرم
كه در وفایت شد طی
ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا كی؟

نمی كنی ای گل یكدم یادم
كه همچو اشك از چشمت افتادم
تا ها ها کِِِِ هِ هِِ ی بی هی هی تو بود
اَ هَ هَ ز غَ هَ هََ م خو هو هون دل من
آآآآه از دل تو
گرچه ز محنت خوارم كردی
با غم و حسرت یارم كردی
مهر تو دارم باز
بكن ای گل با من
هرچه توانی ناز
كز عشقت میسوزم باز

ارسال متن توسط : علی مسکوب

متن ترانه قصه پنجم : خزان عشق در تاریخ يکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۴ و ساعت 9:12:00 AM ارسال شده است.

Khazaneh Eshgh Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ