زندگی يه بازيه كی از عمرش راضيه ابر گريونه دلم چشمه خونِ دلم نميتونم دلم رو راضي كنم اين دل ديوونه رو راضی به اين بازی كنم يه بهونه براي بودن و موندن ندارم تو گلوم بغض غمه هوای خوندن ندارم همه جا سرد و سياه رو لبهام ناله و آه سر من بيسايهبون نگهم مونده به راه دست من غمگين و سرد تو گلوم يه گوله درد نه بهاري نه گـلي پاييزه پاييز زرد دلي كه دلدار نداره با زندگي كار نداره غريب اين ديارم يه آشنا ندارم سرم بي سايه بونه دلم يه پارچه خونه غم تو دلم نشسته بال و پرم شكسته غريب اين ديارم يه آشنا ندارم سرم بي سايه بونه دلم يه پارچه خونه همه جا سرد و سياه رو لبهام ناله و آه سر من بي سايهبون نگهم مونده به راه دست من غمگين و سرد تو گلوم يه گوله درد نه بهاري نه گـلي پاييزه پاييز زرد دلي كه دلدار نداره با زندگي كار نداره غريب اين ديارم يه آشنا ندارم سرم بيسايهبونه دلم يه پارچه خونه
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] غم تو دلم نشسته بال و پرم شكسته غريب اين ديارم يه آشنا ندارم سرم بيسايهبونه دلم يه پارچه خونه
فرستنده متن : مشراك ، قلندر ، پدرچان
|