ایران ترانه

شهرام ناظری » صدای سخن عشق » متن ترانه آواز

» شاعر : مولانا
» خواننده : شهرام ناظری
» آلبوم : صدای سخن عشق
» آهنگ : آواز
کاور آلبوم صدای سخن عشق
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شب گرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن
ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا کن
خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن
دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد
از برق این زمرد هی دفع اژدها کن
بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن

فرستنده متن : الف.ميم

ارسال MP3 توسط : نیما سلطانی

متن ترانه آواز در تاریخ پنجشنبه ۱۴ تير ۱۳۸۶ و ساعت 7:01:00 PM ارسال شده است.

avaz Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ