ایران ترانه

داریوش » جنگل » متن ترانه سرگردان

» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» خواننده : داریوش
» آلبوم : جنگل
» آهنگ : سرگردان
کاور آلبوم جنگل
از عذاب جاده خسته

نرسیده و رسیده

آهی از سر رسیدن

نکشیده و کشیده

غم سرگردونی هامو

با تو صادقانه گفتم

اسمی که اسم شبم بود

با تو عاشقانه گفتم

با تنم دردی اگه بود

بی رمق بود اگه پاهام

تازه تازه با تو گفتم

اگه کهنه بود دردام

من سرگردون ساده

تو رو صادق می دونستم

این برام شکسته اما

تو رو عاشق می دونستم

تو تمام طول جاده

که افق برابرم بود

شوق توراه توشهء من

اسم تو هم سفرم بود

من دل شیشه ای هر جا

هر شکستنکه شکستم

زیر کوهبار غصه

هر نشستن که نشستم

عشق تو از خاطرم برد

که نحیفم و پیاده

تو رو فریاد زدم و باز

خون شدم تو رگ جاده

نیزهء نم باد شرجی

وسط دشت تابستون

تازیانه های رگبار

توی چلهء زمستون

نتونستن ،نتوستن

کینهء منو بگیرن

از من خستهء خسته

شوق رفتنو بگیرن

حالا که رسیدم اینجا

پر قصه برا گفتن

پر نیاز تو برای

آه کشیدن و شنفتن

تو رو با خودمغریبه

از غمم جدا می بینم

خودمو پر از ترانه

تو رو بی صدا می بینم

کی صدایتو داد به مهتاب ؟

مهتابو کی برد از اینجا ؟

اسمتو کی داد به خورشید ؟

خورشید و کی داد به ابرا ؟

با من رهیدهاز خود

یک ترانه هم صدا شو

با مناز زنجیر این شب

هم صدا شو و رها شو

فرستنده متن : mn

متن ترانه سرگردان در تاریخ دوشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۳ و ساعت 7:43:00 PM ارسال شده است.

Sargardan Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ