ایران ترانه

بنان » شاخه گل 2 » متن ترانه آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

» شاعر : شهریار
» آهنگ ساز : روح الله خالقی
» خواننده : بنان
» آلبوم : شاخه گل 2
» آهنگ : آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
کاور آلبوم شاخه گل 2
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا بی وفا حالا که من افتاده ام از پاچرا
نوشدارویی نوشدارویی نوشدارویی و
بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل سنگدل سنگدل این
زودتر میخواستی حالا چرا
عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینانازنینانازنینا ما به ناز تو
جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان
ناز کن با ما چرا
وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم مندر شگفتم من
نمی پاشد ز هم دنیا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا
بی مونس و تنها چرا؟؟
حالا چرا
تنها چرا

فرستنده متن : علیرضا.م

متن ترانه آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا در تاریخ چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۳ و ساعت 3:19:00 AM ارسال شده است.

amadi Janam Beh Ghorbanat Vali Hala Chera Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ