روزیخواهم آمدو پیامیخواهم آورد در رگ هانور خواهمریخت و صدا در دادایسبدهاتانپر خوابسیب آوردم سیب سرخ خورشید
خواهمآمد گلیاسیبه گدا خواهمداد زن زیبایجذامیراگوشواریدیگر خواهم بخشید کور راخواهمگفتم :چهتماشاداردباغ دوره گردی خواهم شد کوچه هارا خواهم گشتجارخواهم زد : آیشبنمشبنمشبنم رهگذاریخواهدگفت : راستیراشب تاریکیاستکهکشانی خواهمدادش رویپلدخترکیبی پاستدب اکبررا بر گردناو خواهم آویخت
هر چه دشنام از لبخواهمبرچید هر چه دیوار از جاخواهمبرکند رهزنانرا خواهمگفت : کاروانیآمدبارشلبخند ابر راپاره خواهم کرد منگره خواهمزد چشمانرا با خورشید ‚دل ها را باعشقسایهها رابا آبشاخه هارا با باد وبه هم خواهم پیوستخواب کودکرا بازمزمه زنجره ها بادبادک ها به هواخواهمبرد گلدان هاآب خواهمداد
خواهمآمدپیش اسبان ‚ گاوان ‚ علفسبزنوازشخواهمریخت مادیانیتشنهسطلشبنمرا خواهم آورد خر فرتوتیدر راهمن مگس هایشرا خواهمزد خواهم آمد سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت پایهر پنجره ایشعریخواهم خواند هر کلاغیراکاجیخواهم داد مار را خواهمگفت :چه شکوهیدارد غوک آشتیخواهم داد
آشنا خواهم کرد راه خواهمرفت نورخواهم خورد دوستخواهمداشت...
فرستنده متن : ارمغان
متن ترانه پیامی در راه در تاریخ چهارشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۳ و ساعت 2:42:00 AM ارسال شده است.