وقتی بارون می زنه رو تن خیابونا میسپاره بغض منو به چشای ناودونا دست من شاخه سرد رو دلم یه گوله درد سرنوشت تن من سرنوشت برگ زرد وقتی بارون می زنه وقت از تو گفتنه از زبون قطره ها اسم تو شنفتنه زیر بارون میشینم که یه عالمی داره بوی بارون بوی بادتو رو یادم میاره سر به زیر و بی پناهبا یه قلب بی گناه زیر بارون سفیداون دو تا چشم سیاه من مسافر و غریباومدم با آرزو زیر بارونزیر باد جون من بسته به مو کاش می شد دوباره بارون بگیره قلبای خسته ما جون بگیره اون که من دوستش دارم مثل بارون زد و رفت حرف آخرو نوشتبه خیابون زد و رفت