خاموش بود و تاریک او که پر از صفا بود پابند عهد بسته پیمانه وفا بود کاغذ را خط خطی کرد با یک قلم پر از درد از درد دل چه گوید او مرد در شبی سرد می خواست تا بگرید خالی شود نمی شد انگار بغض می خواست جاری شود نمیشد مردی که آرزو داشت روزی ستاره می چید حالا به جای امید فصل خزانو می دید می خواست سوز عشق و ساز خوش ترانه آهنگ باد وحشی رقص گل و جوانه آهنگ تازه ای از احساس عاشقانه جرمش بگوید اما ، سودش چه بود حالا جز اینکه راز پنهان خواهد شد آشکارا
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] می خواست با کسی از راز دلش بگوید اما کجاست یاری تا درد دل بجوید حال تو حال من را افسرده کرد و خسته پرسیدم اسم او را ، گفتند دل شکسته
فرستنده متن : Paridokht
|