ایران ترانه

احمد شاملو » شعرهای نیما » متن ترانه داستانی نه تازه

» آهنگ ساز : فرهاد فخرالدینی
» خواننده : احمد شاملو
» آلبوم : شعرهای نیما
» آهنگ : داستانی نه تازه
کاور آلبوم شعرهای نیما
شامگاهان که رویت دریا
نقش در نقش می نهفت کبود
داستانی نه تازه کرد به کار
رشته ای بست و رشته ای بگشود
رشته های دگر بر آب ببرد

اندر آن جایگه که فندق پیر
سایه در سایه بر زمین گسترد
چون بماند آب جوی از رفتار
شاخه ای خشک ماند و برگی زرد
آمدش باد و با شتاب ببرد

همجنین در گشاد و شمع افروخت
آن نگارینه چربدست استاد
گوشمالی به چنگ داد و نشست
پس چراغی نهاد بر دم باد
هر چه از ما به یک عتاب ببرد

داستانی نه تازه کرد ، آری
آن ز یغمای ما به ره شادان
رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه
از خرابی ماش آبادان
دلی از ما ولی خراب ببرد

فرستنده متن : آرش

ارسال MP3 توسط : بارانی ...

متن ترانه داستانی نه تازه در تاریخ جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ و ساعت 3:11:00 PM ارسال شده است.

Dastani Na Tazeh Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ