ایران ترانه

احمد شاملو » شعرهای نیما » متن ترانه در فروبند

» آهنگ ساز : فرهاد فخرالدینی
» خواننده : احمد شاملو
» آلبوم : شعرهای نیما
» آهنگ : در فروبند
کاور آلبوم شعرهای نیما
درفروبند که با من دیگر
رغبتی نیست به دیدار کسی
فکر کاین خانه چه وقت آبادان
بود بازیچه دست هوسی.
هوسی آمد و خشتی بنهاد
طعنه ای لیک به بی سامانی
دیدمش راه از او جستم و گفت:
بعد از این شب واین ویرانی.
گفتم: آن وعده که با لعل لبت؟
گفت: تصویر سرابی بود آن.
گفتم : آن پیکر دیوار بلند؟
گفت : اشارت ز خرابی بود آن.
گفتم: آن نقطه که انگیخته دود؟
گفت: آتش زدهی سوخته ایست
استخوان بندی بام و در او
مرگ را لذت اندوخته ایست.
گفتمش: خنده نبندد پس از این
آفتابی نه چراغی با من
گفت: آن به که بپوشی از شرم
چهره خویش به دست دامن.
دست غمناکانگفتماما
از پس در به زمین می ساید.
خنده آورد لبشگفت: ولیک
هولی استاده به ره می پاید.
می درخشد گر افقاهریمنیست
نیمسوزیش به کف دوداندود.
مرد آن در که امیدش بگشاد
با بیابان هلاکش ره بود.
جاده خالیستفسرده ست امرود
هر چه می پژمرد از رنج دراز
مرده هر بانگی در این ویران
همچوکز سوی بیابان آواز
وز پس خفتن هر گل نرگس
روی می پوشد در نقشه خار.
در فرو بنددگر هیچ کسی
نیستش با کس رای دیدار.

ارسال متن توسط : بارانی ...

ارسال MP3 توسط : بارانی ...

متن ترانه در فروبند در تاریخ سه شنبه ۱۱ تير ۱۳۸۷ و ساعت 8:52:00 PM ارسال شده است.

Dar Forooband Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ