ایران ترانه

احمد شاملو » مدایح بی صالح » متن ترانه پس آنگاه زمین

» خواننده : احمد شاملو
» آلبوم : مدایح بی صالح
» آهنگ : پس آنگاه زمین
کاور آلبوم مدایح بی صالح
کجا بود آن جهان که کنون به خاطره ام
راه بر بسته است ؟
آتشبازی بی دریغ ِ شادی و سرشاری
در نُه توهای بی روزن ِ آن فقرِ صادق
عصری از آن دست
پر نگار و به آیین
که تنها سر پَناهَکی بود و بوریایی و بس
کجا شد آن تنعٌم ِ بی اسباب و خواسته ؟
کی گذشت و کجا
آن وَقعه ی ِ ناباور
که نانپاره ی ِ ما بردگان ِ گردنکش را
نانخورشی نبود
چرا که لِﺋامت هر وعده ی ِ گَمِج
بی نیازی هفته ای بود که گاه
به ماهی می کشید و گاه دزدادنه
از مرزهای خاطره می گریخت .
و مارا حضورِ ما کفایت بود .
دودی که از اجاق ِ کلبه برنمی آمد
نه نشانه ی ِ خاموشی ِ دیگدان
که تاراندن ِ شورچشمان را
کَلَکی بود پنداری .
تن از سرمستی ِ جان تغذیه می کرد
چنان که پروانه از طراوت ِ گل
و ما دو دست در انبان ِ جادویی ِ شاسبمان
بی تابترین ِ گرسنگان را در خانکوچه های ِ رنگین کمان
ضیافت می کرد .
هنوز آسمان از انعکاس ِهلهله ی ِ ستایش ما
که بی ادعا تر کسانیم
رنگین است .
این آتشبازی ِ بی دریغ
چراغان ِ حرمت ِ کیست ؟
لیکن خدای رابا من بگوی
کجا شد آن قصر پُرنگارِ به آیین ؟
که کنون مرا
زندانِ زنده بیزاریست
و هر صبح و شام
اندر وبرانه هایش
به رگبارِ نفرت می بندند .
کجایی تو ؟
که ا َم ؟
و جغرافیای ِ ما کجاست ؟

ارسال متن توسط : مهرداد بیات

متن ترانه پس آنگاه زمین در تاریخ چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶ و ساعت 4:41:00 PM ارسال شده است.

Pas angah Zamin Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ