ایران ترانه

داریوش » صحنه 3 » متن ترانه حادثه

» خواننده : داریوش
» آلبوم : صحنه 3
» آهنگ : حادثه
کاور آلبوم صحنه 3
گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی
گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی
فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی
گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
هر منزل این راه بیابان هلاک است
هر چشمه سرابیست که بر سینه خاک است
در سایه هر سنگ اگر گل به زمین است
نقش تن ماریست که در خواب کمین است
در هر قدمت خار هر شاخه سر دار
در هر نفس آزار هر ثانیه صد بار
گفتم که عطش می کشدم در تب صحرا
گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا
گفتم که نشانم بده گر چمشه ای انجا ست
گفتی چو شدی تشنه ترین قلب تو دریاست
گفتم که در این راه کو نقطه ی آغاز
گفتی که تویی تو خود پاسخ این راز

ارسال متن توسط : علیرضا گرگین

ارسال MP3 توسط : بارانی ...

متن ترانه حادثه در تاریخ سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۵ و ساعت 2:28:00 PM ارسال شده است.

Hadeseh Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ