تو مثل یک تکه ابریکه دلش میخواد بباره ولی افسوس نمیدونه واسه چی اون بیقراره تو مثل قطره بارونروی شیشه های خونه رو دلم قدم گذاشتیبی اجازه بی بهونه مثل اون نم نم اشکی که میشینه روی گونه نمیخواد کسی بئونهواسه چی شده روونه
تو همون بغض شکسته که نشسته روی گیتار مثل اون عاشق خسته که شده تو غم گرفتار
شدی آرزوی قلبم خودم هم باور نداشتم که بشه این روزگارم شدی تو همه خیالم تو شدی تنها پناهم نخواستم تنهات بذارم میخواستم با تو بمونم قدر عشقتو بدونم با تو از بودن بخونم
فرستنده متن : maria fred
متن ترانه قصه بارون در تاریخ سه شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۵ و ساعت 9:11:00 PM ارسال شده است.