ایران ترانه

مسعود فردمنش » حکایت هفتم » متن ترانه جدائی

» ترانه سرا
( مسعود فردمنش )
» آهنگ ساز ( مسعود فردمنش )
» تنظیم ( مسعود فردمنش )
» خواننده : مسعود فردمنش
» آلبوم : حکایت هفتم
» آهنگ : جدائی
کاور آلبوم حکایت هفتم
تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی

می خشکه آب دریاها
خراب میشه همه راهها
اگه کشتیم ما امروزو
میمیرن همه فرداها
قیامت میشه ما با هم نباشیم
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم
دیگه روزی نمونه که شب شه
دیگه عاشق کجاست تا جون ببخشه

همه رودخونه ها بی آب
شکسته قامت مهتاب
برای این دل عاشق تموم زندگی در خواب
تموم جنگلا خالی یا سیل برده یا خشکسالی
غم گلهای خشکیده ز هم دنیا را پاشیده

میافته چرخ از گردون
میره خورشید توی زندون
میریزن سنگها از کوهها
بوی غم میده شب بوها
قیامت میشه ما با هم نباشیم
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم
زمین و آسمون دور میشن از هم
میشینه گرد غم بر روی عالم
میافته چرخ از گردون
میره خورشید توی زندون
میریزن سنگها از کوهها
بوی غم میده شب بوها

زمان و ساعتش وامیسته از کار
طبیعت از طبیعت میشه بیکار
دیگه روزی نمونه که شب شه
دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه
نمیبینم دیگه قشنگی ها رو
سیاه میبینه چشمام رنگی ها رو
به چشم من که اینجوره
تو که نیستی چشام کوره
مثل آبه رو آتیشه
تو باشی دنیا خوب میشه

فرستنده متن : زمزمه

متن ترانه جدائی در تاریخ چهارشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۳ و ساعت 2:43:00 AM ارسال شده است.

Jodai Lyrics and Persian Music

اصلاح متن و مشخصات آهنگ     نسخه آماده چاپ