گاهی شبها گریه کنون می یام در خونه تو داد میزنم میگم منم عاشق دیونه تو میگم منم اون که شده اسیر مهربونیو ووو ... اون که یک عمری عاشق به اون همه لطف و صفا
وقتی تو این دنیای تو کار دلم گیر می کنه اصالت قلب منو از آدما سیر می کنه می یام در خونه تو میگم به فریادم برس رو می کنم به آسمون میگم به داد من برس
آخه تو محبوب منی عزیز من خوب منی تویی تویی خدای من خدای باصفای من تو روحمی ، تو جونمی تو قلبمی ، تو خونمی خدای مهربون من عشق تو توی خون من
وقتی تو این دنیای تو کار دلم گیر می کنه اصالت قلب منو از آدما سیر می کنه می یام در خونه تو میگم به فریادم برس رو می کنم به آسمون میگم به داد من برس