ز من نگارم خبر ندارد به حال زارم نظر ندارد خبر ندارم من از دل خود دل من از من خبر ندارد كجا رود دل تا دلبرش نيست كجا پرد مرغ كه پر ندارد امان از اين عشق فغان از اين عشق كه غير خون جگر ندارد همه سياهي همه جدايي مگر شب ما سحر ندارد امان از اين عشق فغان از اين عشق كه غير خون جگر ندارد همه سياهي همه تباهي مگر شب ما سحر ندارد جز انتظار و جز استقامت
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] وطن علاج دگر ندارد بهار مضطر محال ديگر كه آه و زاري اثر ندارد
فرستنده متن : علي
ارسال MP3 توسط : azargoshasb tahmoures
|