رد رفتن گوزنبر تن سفید برف قار قار یک کلاغبر بلندای درخت بی صدا ماندن یک سنجاقکروی خوابیدن یک برکه ی پیر انعکاس یک صداپای سنگینی کوه و طلوع ، که برای تن مهتابی صحرااا کیمیاست آری آری ، زندگی مثل یک رویا زیباست
زندگی در تپش بال کبوتر جاری ای مهاجر زندگی در پس فردا پیداست
بین این همه طراوت، میون این همه شور چه عزیزه اون نگاه که پر از حادثه ی عشقه و نور چه غریبه اون کسی که فقط یک عابره فکر عبور زندگی فرصت ما شدن جدایی هاست ، زندگی مثل یک رویا زیباست آری آری زندگی مثل یک رویا زیباست