تمام بغض کبوتر شکسته در سازم نشسته تیر صداقت به بال پروازم اگر چه صبح نگاهم شب غریبان شد بخوان که در دل شب تا سحر برافرازم
تو روح آینه هستی, تو ذات خورشیدی بگو چگونه در این شب تو را بیاغازم شکسته شاخه عمرم غروب پاییزم بیا بهار ترانه تویی سرآغازم
تمام بغض کبوتر شکسته در سازم نشسته تیر صداقت به بال پروازم اگر چه صبح نگاهم شب غریبان شد بخوان که در دل شب تا سحر برافرازم
تو روح آینه هستی, تو ذات خورشیدی بگو چگونه در این شب تو را بیاغازم شکسته شاخه عمرم غروب پاییزم بیا بهار ترانه تویی سرآغازم
من از سپیده غباران, من از تو سرشارم اگرچه از شب غربت گلایه ها دارم در انتظاز حضورت کویر تردیدم بیا مسافر باران طلوع امیدم |