جماعت برای گریه ... چشمه چشم شماییم در غم سوختن قریه ... آتش خشم شماییم سرو و خاکیم و صنوبر ... بیشه مون اما جدا نیست گاهی دوره ساقه هامون ... ریشه مون اما جدا نیست
جنگل مرده زردیم ... وقتی که ما و شماییم شاخه هامون, اگه دست به دست بدن ... باغ خداییم
دلی که غمین نباشه ... خاک گوره, سنگ سرده شاید آدمی نباشه ... کسی که بی غم و درده
اگه نادار , اگه دارا ... شاخ و برگ یک درختیم خوبامون ابر بهارن ... بدامون صخره سختیم
خوب میدونیم, که سبک باره دلی که سخت و سرده حمل بار درد مردم ... هنر مردونه مرده |