گندمای مزرعهمون خوشههای طلایی داشت دستای ما تو دلِ خاک نهالِ سادگی میکاشت آبِ زلالِ چشمهمون شیرِ ستاره بود ولی قصهی چاهِ آبِ شهر فکرا رُ راحت نمیذاشت
مش رمضون ! دیدی تو شهر رو گُردهی ما زین زدن ؟ دیدی که پهلوونا رُ با یه کلَک زمین زدن ؟ غولِ سیاهِ وسوسه غیرتِ ما رُ خورده بود کبابِ چربِ پایتخت گوشتِ الاغِ مُرده بود
چشمه بودیم سراب شدیم ، بره بودیم کباب شدیم ستاره بودیم توی شب اما یهو شهاب شدیم تو غربتِ آهنُ دود کوه غرورمون شکست تو پایتخت شبیه یه سوال بیجواب شدیم
مش رمضون ! دیدی تو شهر رو گُردهی ما زین زدن ؟ دیدی که پهلوونا رُ با یه کلَک زمین زدن ؟ غولِ سیاهِ وسوسه غیرتِ ما رُ خورده بود کبابِ چربِ پایتخت گوشتِ الاغِ مُرده بود