آتش سودای تو عالم جان در گرفت سز دل عاشقانت هر دو جهان در گرفت جان که فروشد به عشق زنده جاوید گشت دل که بدانست حال ماتم جان در گرفت جرعه اندوه تو تا دا من نوش کرد ز اتش آه دلم کام و زبان در گرفت از پس چندین هزار پرده که در پیش بود روی تو یک شعله زد کون و مکان در گرفت بر سر کوی تو عشق آتش دل بر فروخت شمع دل عاشقان جمله از ؟آن در گرفت تا که زرنگ رخت یافت دل من نشان روی من از خون دل رنگ و نشان در گرفت جان و دل عاشقانت خرقه شد اندر میان ز آنکه سماع غمت در همگان در گرفت
فرستنده متن : ماندانا نعیمی
متن ترانه رخس راز در تاریخ دوشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۶ و ساعت 12:16:00 PM ارسال شده است.